
ما که هستیم به پای غمتان، اما خب روضه حیف است که خلوت بشود آقا جان. #کرونا...
ادامه مطلب
به نام خداوند مردان مرد غیوران با هر بدی در نبرد سفیران عدل خداوند نورسواران از مرز دل در عبور گذشته ز جان و ز نام و ز جاهشده همدل هر دل بی پناه سفیران غوغای بدر و حنین یلانی که در قلبشان شور و شیننشا...
ادامه مطلب
هم فلسفه می خوانم و هم نقاشمهر صبح به صورتم غزل می پاشم"آراسته"ام به نام "زهرا" ای کاشبا سیرت فاطمی مزین باشمصرفا جهت ثبت در خاطراتم:مقام های کسب شده توسط این وبلاگ تا کنون1- برگزیده بخش شعر مسابقه زیر نور ماه( هفته دفاع مقدس) -مهر 922- برگزیده بخش شعر مسابقه عاشورای انقلاب - دی 923- مقام دوم بخش یادداشت و مقاله مسابقه فریاد انقلاب - بهمن 924- برگزیده بخش شعر همایش پاسداشت شهدای امر به معروف خوزست...
ادامه مطلب
هشدار زمان انتخابات شده است هر گوشه پر از صفا و خیرات شده استتا رأی تو را به نام خود گردانددر کوه و کمر دوباره همپات شده استآن وعده ی صد روزه که حاشا می کردحالا همه جزو افتخارات شده استانگار نه انگار که تحریم شدیمانگار که از حافظه اش کات شده است من فکر کنم که پیری مفرط بودباعث شده خاطراتشان مات شده ستهرجا خبری ز اختلاس است چراتصویر ذخیره اسکرین شات شده است؟یارانه شبی عذاب عظما بود ویاللعجب احس...
ادامه مطلب
این ماجرا واقعی ست!! سلام ببخشید از اینکه مطلب طولانی ست ولی به طور قطع برای خوانش آن به میزانی که ما در این مدت از بی مسئولیتی مخابراتی ها آزرده شده ایم، اذیت نخواهید شد! تقریبا دو سال پیش بود که تقاضای وصل ADSL داشتیم که گفتند شماره شما روی PCM است و درصورتی که بخواهید به خط عادی تبدیل شود باید...
ادامه مطلب
امروز با مادر شهید فرجوانی حرف زدم... همینکه خودم را معرفی کردم و اسم جشنواره عمار را آوردم، گفت: " ازَت گله دارم!" جاخوردم! اصلا مگر مرا میشناسد؟ وقتی برای فکر کردن و تجزیه تحلیل نبود، چون با شدت و حرارت داشت از من و از همه گله میکرد! شاکی بود که چرا زودتر به سراغش نرفته ایم. شاکی بود که چرا از دریای خاطره هایش بی بهره ایم. می گفت به اندازه تمام روزهای جنگ خاطره دارد... از زمانی که چایخانه را راه اندازی کرده بود ، از زمانی که خانم ها را جمع می کرد و غذا و پسته برای رزمنده ها بسته بندی می کردند و لایشان جملههایی برای روحیه دادن به سربازان اسلام می نوشتند. از زمانی که خودش سوار ماشین میشده و مواد مورد نیاز جبهه ها را جابه جا می کرد ه .از... گوشم داغ شده بود! انگار دیگر صدایش را نمیشنیدم! شرمن...
ادامه مطلب
یکبار دیگر روضه، آتش، دود، دیوارعشق از تبار آتش است و آه، غمبارپاشیده رنگی داغ بر سرمای تهران مرگ سیاوش های ما در زیر آوار#زهرا_آراسته_نیا #آتشنشانها#پلاسکو@arastehnia...
ادامه مطلب
بر چشم لبم نام شما جا دارد اشک از غمتان تعزیه برپا داردمحبوب ترین فضا برایم روضه ستآنجا که شکوه بوی زهرا دارد...
ادامه مطلب